« مدرسه هوشمند:/پایان نامه درباره مدارس هوشمندپایان نامه ارشد»رابطه عملکرد خانواده و سبک های دلبستگی بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه بندرعباس »

پایان نامه رابطه سبکهای تفکر با رضایت زناشویی و عزت نفس در کارشناسان صنعت خودرو سازی

پایان نامه رابطه سبکهای تفکر با رضایت زناشویی و عزت نفس در کارشناسان صنعت خودرو سازی

  سه شنبه 16 مهر 1398 22:14, توسط مدیر سایت   , 815 کلمات  
موضوعات: بدون موضوع

2-2-5-1- نظریه یادگیری…………………………………………………………………………….. 53
2-2-5-2- نظریه تبادل اجتماعی ………………………………………………………………….. 55
2-2-5-3- نظریه مبادله اجتماعی نای………………………………………………………………. 56
2-2-5-4- نظریه برابری و عدالت ………………………………………………………………… 59
2-2-5-5- نظریه طبقه بندی ازدواج های بادوام ……………………………………………….. 59
2-2-5-6- نظریه چرخه زندگی زناشویی………………………………………………………….. 60
2-2-5-7- نظریه منابع ……………………………………………………………………………….. 64
2-3- عزت نفس…………………………………………………………………………………………. 65
2-3-1- عزت نفس چیست؟…………………………………………………………………………. 66
2- 3- 2- اهمیت عزت نفس…………………………………………………………………………. 69
2-3-3- دیدگاه های روانشناختی در مورد عزت نفس…………………………………………. 71
2-3-3-1- دیدگاه مازلو……………………………………………………………………………….. 71
2-3-3-2- دیدگاه آلپورت……………………………………………………………………………. 72
2-3-3-3- دیدگاه راجرز……………………………………………………………………………… 74
2-3-3-4- دیدگاه اسمیت…………………………………………………………………………….. 77
2-3-4- خود پنداره و ارتباط آن با عزت نفس…………………………………………………… 78
2-3-5- زمینه های عزت نفس………………………………………………………………………. 78
2-3-6- تکوین و شکل گیری عزت نفس………………………………………………………… 80
2-3-7- مؤلفه های اساسی عزت نفس……………………………………………………………… 84
2-3-8- عوامل تهدید کننده عزت نفس…………………………………………………………….. 86
2-3-9- عزت نفس پایین، ادراک منفی و بیش تعمیمی………………………………………… 87
2-3-10- عزت نفس بالا و مشکلات ناشی از آن……………………………………………….. 88
2-3-11- رابطه عزت نفس و اختلالات روانی ………………………………………………….. 90
2-3-12- رابطه عزت نفس و موفقیت تحصیلی…………………………………………………. 91
2-3-13- رابطه موفقیت و شکست با خودپنداره و عزت نفس………………………………. 93
2-4- پیشینه پژوهش…………………………………………………………………………………… 94
2-4-1- پژوهشهای داخل ایران……………………………………………………………………… 94
2-4-2- پژوهشهای خارج از ایران………………………………………………………………….. 97
فصل سوم: روش پژوهش
3-1- روش پژوهش……………………………………………………………………………………. 104
3-2- جامعه آماری …………………………………………………………………………………….. 104
3-3- نمونه …………………………………………………………………………………………….. 105
3-4- روش نمونه گیری ……………………………………………………………………………… 105
3-5- ابزارپژوهش………………………………………………………………………………………. 105
3- 6- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ……………………………………………………………. 109
فصلچهارم: تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق
4-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………… 111
4-2- بخش توصیفی ………………………………………………………………………………….. 112
4-3- بخش استنباطی…………………………………………………………………………………… 113
فصل پنجم: بحث ونتیجه گیری
5-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………… 146
5-2- بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………………………….. 146
5-3- محدودیتهای پژوهش…………………………………………………………………………… 154
5-4- پیشنهادها………………………………………………………………………………………….. 155
منابع و مآخذ………………………………………………………………………………………………. 156
چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………….. 165
مقدمه
درعصر حاضر این امر پذیرفته شده است که جوامع پیشرو و موفق جوامعی هستند که مردم آنها بهتر فکر می کنند. اصطلاح تفکر از جمله اصطلاحاتی است که در میان همه افراد کمابیش رواج دارد و به کار می رود و می توان ان را اندیشیدن، فکر کردن، تخیل، گمان کردن و مورد تامل قرار دادن معنا کرد. به طور کلی تفکر شامل هر نوع فعالیت ذهنی است که به تدوین یا حل یک مسئله، تصمیم گیری، یا فهم مطلب کمک می کند، یک فعالیت اگاهانه است که ازفرایند های نااگاهانه نیز تاثیر می پذیرد، و با وجود شخصی و خصوصی بودن، نه برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنیددر انزوا، بلکه با واسطه گری دیگران انجام می پذیرد (فیشر، 1385).
در واقع از طریق اندیشیدن است که ما به حیات فردی و اجتماعی خویش معنا می بخشیم. بنابراین تفکر فرایندی است که در سرتاسر زندگی ما حضور دارد و به علت نقش کلیدی و تعیین کننده ای که دارد، بر تمام جنبه ها و خصوصیات درون فردی و میان فردی ما تاثیر می گذارد. لذا عاملی است که باید مورد توجه و تاکید بسیار قرار گیرد تا از طریق آن بتوان فرد و جامعه را به سوی پیشرفت، موفقیت و سلامت رهنمون کرد. اقتضای رسیدن به این مهم، انجام پژوهش ها و بررسی های متعدد در زمینه های گوناگون مرتبط با تفکر است.
ازدواج یکی از طولانی ترین و عمیق ترین ارتباطاتی است که همه ابعاد روانی- معنوی- اجتماعی- اقتصادی و زیستی را یکجا در بر می گیرد و سر منشاء تشکیل واحد بنیادی جامعه یعنی خانواده می باشد. خانواده مهمترین کانون تعهدات عاطفی، اخلاقی و قانونی افراد به شمار می رود (سیمسون[1]، 1990؛ به نقل از بهاری، 1388). ارتباط زناشویی ارتباطی است که اغلب انتظار داریم در سایه آن هر نوع نیازی را در حد رضایت ارضاء کنیم و به آرمانهای خود جامه عمل بپوشانیم. رضایت زناشویی یکی از اهداف اولیه و اساسی هر ازدواجی است و همه زوجین خواستار آنند که زندگی توام با رضایت داشته باشند. این رضایت متاثر از عوامل مختلفی است که از آن میان می توان به عوامل اقتصادی، اعتقادات مذهبی، آداب و سنن اجتماعی ، عوامل جسمانی، تفاهم فکری، ارضای عاطفی و ارضای جنسی اشاره کرد (موسوی، 1374؛ به نقل از اسماعیلی، 1388). ازدواج رضایت بخش برای سلامتی هر دو همسر بسیار مفید است (برمن و مارگولین[2] ، 1992؛ به نقل از آزادی حسین آباد، 1388).در مقایسه با افرادی که ازدواج نکرده اند و یا طلاق گرفته اند، افراد متاهل بویژه آنهایی که دارای ازدواج رضایت بخش دوجانبه ای هستند، عمر طولانی تری داشته و نسبت بیماریها و امراض در آنها کمتر است (هو و گلدمن[3]، 1990)
در جوامع کنونی ، بویژه با ورود به قرن بیست و یکم اکثریت افراد به اصول بهداشتی مربوط به ابعاد مختلف جسمانی خویش آگاهی دارند ولی متاسفانه به امر بسیار مهم بهداشت روانی خود اهمیت نداده ونسبت به آن آگاهی ندارند. این در حالی است که بر حسب آمارهای کشورهای مختلف، تعداد افراد دارای مشکلات و معضلات روانی رو به فزونی است. در این میان یکی از مباحث مهم در امر بهداشت روانی عزت نفس یا همان خود بزرگواری است که یکی از خصوصیات مهم و اساسی شخصیت هر فردی را تشکیل می دهد و روی سایر جنبه های زندگی انسان نیز تاثیر گذاراست و کمبود یا فقدان آن باعث عدم رشد سایر جنبه های شخصیت یا ناموزونی آنها خواهد شد، و حتی ممکن است پایه گذار بیماریهای روانی گوناگون مانند افسردگی، کمرویی، پرخاشگری، ترس و … شود. علاوه بر این، نتایج بررسی ها نشان داده اند، یکی از شاخصهای چندگانه ای که چگونگی پایداری شخص در روابط با افراد اطرافش را تعیین می سازد، عزت نفس است (براس و گای[4]، 2004). اکثر صاحب نظران عزت نفس مثبت را عاملی اساسی و مرکزی در سازگاری عاطفی – اجتماعی می دانند.
در اوائل، روان شناسان و جامعه شناسانی چون جیمز[5]، مید[6]، و کولی[7] بر اهمیت عزت نفس مثبت تاکید داشتند. چند سال بعد نئو فرویدی[8] هایی چون سالیوان [9]و هورنای[10] در نظریه


فرم در حال بارگذاری ...

جستجو